تبليغاتX
رشته ی مدیریت صنعتی دانشگاه صنعتی شاهرود
تفاوت دخترها با پسرها:
                                                                 
۱ـ دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن 
۲ـ دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.
۳ـ دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!
۴ـ پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.
۵ـ دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا 
۶ـ یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه.
۷ـ بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

البته همه اینا برای عوض شدن روحیه قبل از امتحانا بود.گفتم دور هم باشیم.

+  نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 9:15  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 

کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی : MBA


مجموعه مدیریت اجرایی با هدف پرورش مدیرانی كارآمد و توانمند كه قابلیت ارتقای مستمر بهره وری سازمانی را داشته باشند طرحریزی شده و در جمع گزینه های موجود برای ادامه تحصیل در مقطع كارشناسی ارشد قرار گرفته است. این مجموعه دارای 3 گرایش «مدیریت اجرایی» ، «MBA» و «مدیریت شهری» است كه تفاوت این گرایشها را می‌توان در رویكرد هر یك از آنها در تعالی سازمان دانست. صرفنظر از گرایش «مدیریت شهری» كه نیازمند 5 سال سابقه كار مدیریتی بوده و با هدف فراهم آوردن سطح آموزش بالاتر برای مدیران كنونی ایجاد گردیده است، تفاوت دو گرایش دیگر (مدیریت اجرایی و MBA) در رویكرد كمی و كیفی آنها به موضوعات كلان مدیریتی در سازمانهاست.
MBA با جذب دانش آموختگان رشته های فنی مقطع كارشناسی و با تاكید بر مباحث كمی در مقطع كارشناسی ارشد سعی بر آن دارد تا راهكارهایی نو برای تلفیق بازاریابی بین الملل ، تجارت الكترونیك و روشهای رو به رشد كسب و كار برای ارتقاء سازمان ارائه نماید. مدیریت اجرایی با نگاهی كیفی و با به خدمت گرفتن ابزارهای مالی و اقتصادی، سیستمهای اطلاعات مدیریت و توسعه نوآوری ، سعی برآن دارد تا سازمان را در جهت دستیابی به اهداف خود یاری نماید.

حتما بخونید ضرر نداره؟


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 11:28  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
گنجشک

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: او می آید و با من راز و نیاز خواهد کرد، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا، نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک غمگین و افسرده بود ولی باز هم هیچ نگفت ! اما خدا لب به سخن گشود :
"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست" ؟ گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان سهمگین و بی موقع چه بود؟
و سنگینی بغض راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر افکندند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود، خواب بودی، باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشک، خیره در خدایی خدا، مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ؛ ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت، گویی حسی عجیب وجودش را دگرگون می کرد.
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

+  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 18:49  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
جملات زیبا و پر معنا

چقدر....... ؟؟
مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند
نه اراده‌ي دوست نداشتن
نه لياقت دوست داشته شدن
و نه متانت دوست داشته نشدن
با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند
تو چگونه ای؟؟هنوز هم شعر میخوانی!!

+  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 2:56  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
صدای باران

" صدای باران را می شنوی ؟ "

 

منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را ،
در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري ،
در همان دامنه ي دور دريا بمان !
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو
از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست !
من كه اين جا كاري نمي كنم !
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم !
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد !
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي !
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد !
صداي باران را مي شنوي ؟!

+  نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 3:45  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
حکایت نیمرو

فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوری نيمرو درست ميكنن؟

دخترها:

۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:

۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
23- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
24- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
26- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
29- سريع برميگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
32- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
38- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+  نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 3:41  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
مطلب طنز
مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد

زن عشق را کشف کرد و ازدواج اختراع شد

مرد تجارت را کشف کرد و پول اختراع شد

زن پول را کشف کرد و خریدن اختراع شد

از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری کشف و اختراع کرد

ولی زن همچنان مشغول خرید بود


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 13:49  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
جملات زیبا

 

 

 

زمانی که متولد شدم به من آموختند دوست بدار ولی حالا که دیوانه وار دوست می دارم می گویند

 

فراموش کن آیا این است راه و رسم زندگی

مرد

غم مردان جهان وجود نامردان است

سلامتي مرد هايي که از پل نامردي رد نمي شن ولي توي درياي مردونگي غرق مي شن

کلمات جادویی

- ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟

- بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش .

- زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش .

- عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه .

بازگشت کودکی

 

پسرک گفت : " گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد . "

 

پیرمرد گفت : " من هم همینطور . "

 

پسرک آرام نجوا  کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . "

 

پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور "

 

پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ."

 

پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . "

 

اما بدتر از همه این است که...  پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند .

 

بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد .

 

" می فهمم چه حسی داری  . . . می فهمم . "

 

+  نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 3:22  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 

رموز مدیریت موفق

 

1.   برای تجزیه و تحلیل شرایط ، مدام از خودتان بپرسید : (( بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست ؟ )) سپس هر کاری لازم است بکنید تا مطمئن شوید این اتفاق نخواهد افتد .

 

2.   هر چیزی به حساب می آید ! هر چیزی یا مفید است ، یا مضر ، یا سودآور است یا هزینه بر . هیچ چیز خنثی نیست .

 

3.   اولین ویژگی شهامت ، داشتن نیروی اراده برای شروع کار است بدون اینکه هیچ ضمانتی برای موفقیت وجود داشته باشد . دومین ویژگی شهامت ، توانایی ادامه کار است بدون اینکه امیدی به موفقیت باشد .

 

4.      آینده متعلق به کسانی است که ریسک می کنند ، نه افراد راحت طلب .

 

5.   به جای اینکه هشتاد درصد از وقت تان را صرف تمرکز کردن روی مشکلات گذشته کنید ، صرف ایجاد موقعیت هایی برای آینده کنید .

 

 


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 4:33  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  | 
حرفهای قشنگ
 

به این جمله ها با دقت و تعمق فکر کنید:

تنها آرزو كردن شرط نيست ، تلاش براي تحقق آن هم شرط است .            آندرسن

آدمی تنها مخلوقی است که نمی خواهد همانی باشد که هست .            آلبر کامو

ستاره بخت هیچ کس شوم نیست  این ما هستیم که آسمان را بد تعبیر میکنیم.  ارنست همینگوی

اگر ایمان نباشد،زندگی تکیه گاهش چه باشد؟

اگر عشق  نباشد،زندگی را چه آثشی گرم کند؟

اگر نیایشی نباشد،زندگی را به چه کار شا یسته ای صرف توان کرد؟

                                                                                   شریعتی
+  نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 17:2  توسط سید محمد علی سید طه رضوی  |